تکنوازي پرویزمشکاتیان
در ارتفاعات کندلوس

آشنايي من با پرويز مشکاتيان مربوط است به نخستين سال هاي پس از انقلاب. اين آشنايي به وسيله دوستان عزيز ديرينم فريدون مشيري و علي هاشمي صورت گرفت و به دوستي و رفت وآمد خانوادگي انجاميد. در آن سال ها تازه و کم کم با موسيقي ايراني انس و الفت گرفته بودم زيرا در گذشته، در دوران دبيرستان و دانشگاه گوش من فقط به شنيدن موسيقي کلاسيک غربي عادت داشت و هنوز هم آثار باخ را به شدت دوست دارم.
تقدير چنين بود که به تدريج پنجره ام به سوي بهشت موسيقي ايراني گشوده شد و با آن آشتي کردم و پس از آشنايي با پرويز مشکاتيان زيبايي آن را بيشتر درک کردم.
پرويز در آن سال ها در اوج شکوفايي آهنگسازي بود که بهترين ها را براي شجريان ساخت و همچنين در اوج شادکامي در زندگي خانوادگي با همسرش بود که در يک سفر يک هفته يي خانوادگي به دعوت مهندس جهانگيري به کندلوس رفتيم. دوستان همراه عبارت بودند از؛ فريدون مشيري، علي هاشمي، بيژن بيژني و پرويز مشکاتيان و من با همسران مان که با خاطرات فراوان خوش همراه شد.
در ارتفاعات کندلوس چادري زديم و آتشي عظيم افروختيم. غروب بود و نم نم باران. پرويز جلوي آتش و زير باران و بيرون از چادر ساعت ها سنتور نواخت. باران شدت گرفته بود. او همچنان سرخوش از لحظه هاي غروب غرق در نواختن بود که نشان از شادکامي او در زندگي داشت. متاسفانه اين شادکامي چندان نپاييد که با جدا شدن از شجريان و همسرش افسانه به تلخکامي انجاميد و او خود را به انزوا تبعيد کرد و سال ها از هم جدا و بي خبر مانديم که خوشبختانه در سال هاي اخير خود را بازسازي کرده و به تربيت و خدمت به فرزندانش پرداخت که در همين دوران دوباره او را در منزل دوست عزيزم دکتر ايرج پارسي نژاد يافتم.
پرويز مشکاتيان از قبيله روشنفکراني بود که با شعرا و نويسندگان معاصر دوستي داشت. او سه قطعه از نقاشي هاي مرا براي جلد و پوستر آثارش انتخاب کرده بود. اين آثار عبارت بودند از صبح مشتاقان، افشاري مرکب و افق مهر.
پرويز کلانتري
يادش گرامي باد
نوشته شده توسط ملايي در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ساعت 2:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تو در این بهار دلکش دگر از چه گوشه گیری؟

در این بهار هنوز پای هیچ انسانی به گلهای نوشکفته در ارتفاعات زیبای کندلوس نرسیده است،گوشه نشینی گلهای صحرایی را باشعری زیبا به هرآنچه تنهایی و زیبایی و شیدایی است،تقدیم می کنم:

نوشته شده توسط ملايي در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ساعت 0:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
زادگاه من
تقديم به زادگاه عشق و طبيعت ، كندلوس كه اكنون در افق بهارنشسته است

نوشته شده توسط ملايي در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ساعت 6:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
قلب مادر

وقتي مارگير ،ازدهاي سرما زده را در زير آفتاب گرم قرار مي دهد "انسانهاي" بيشماري دور آن حلقه مي زنند تا زيبايي آفرينش را به تماشا بنشينند! در اين غفلت مار بواسطه گرماي خورشيد از سرما زدگي بيرون مي آيد و ابتدا مارگير و سپس انسانهاي به تماشا نشسته را بكام و زهر مي كشد!مولوي در اين ماجرا مي خواهد بيان دارد انسان كه جلوه زيبايي حق است كارش بعضا بدانجا مي كشد كه از تماشاي خويش غافل و به تماشاي سهمگين ترين موجود مي نشيند! هرچه از عظمت و جلوت نيك آفرينش در باب انسان سخن به ميان مي آيد تا بدان مرتبه كه مولانا مستي باده را از ساختار فيزيولوزي انسان مي شمارد ورنه اين باده را اگر بر روي سنگ بريزيد كجا از آن مستي برآيد؟ باده از ما مست شد ، ني ما از او / قالب از ما هست شد ، ني ما از او.
محصول همين نگاه گرم و روشن است كه قالب و هستي جهان را در انسان مي بيند! نمي خواهم اين گوهر هستي را در تفكيك جنسيتي نگاه كنم اما بايد اين حقيقت ملموس را بر زبان و بيان آورد كه در خلقت، مادر يگانه است!
مادر چشمه عاطفه است! نيك مي دانم مه ؛ مادر شادابي و زايش طبيعت است و ماه ماه (خورشيد) مادر زيبايي است چون نور لازمه تماشاي هر زيبايي است، ولي مهربان فقط قلب مادر است و بس!
مادراني كه بالاترين و بهترين آرزوهايشان در سعادت و سلامت فرزندانشان عطر ايثار مي گيرد!

مهرباني مادر حدود بردار نيست ، وقتي معشوقه اي قلب مادر را از عاشق طلب مي كند و پسر در مسير به زمين مي خورد باز اين قلب جدا گشته مادر آهنگ مهرباني خويش را از ياد نبرده است
داد معشوقه به عـــــــــــــاشق پيغام
كه كند مـــــــــــــادر تو با من جنگ
هر كجا بيندم از دور كـــــــــــــــــند
چهره پر چين و جبين پــــــر آژنگ
با نگاه غضب آلــــــــــــــــــــود زند
بر دل نازك من تير خــــــــــــدنگ
از در خانه مرا طـــــــــــــــــرد كند
همچو سنگ از دهن قـــــــــلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنــــــــــــده ست
شهد در كام من وتست شـــــــــرنگ
نشوم يك دل و يك رنگ تــــــو را
تا نسازي دل او از خــــــــون رنگ
گر تو خواهي به وصالم بــــــــرسي
بايد اين ساعت بي خـــوف و درنگ
روي و سينه ي تنــــــــــــگش بدري
دل برون آري از آن سينـه ي تــنگ
گـــــــــرم وخونين به منش باز آري
تا بـــــــرد زآينه ي قلبــــــــــم زنگ
عــــــــاشق بي خـــــــــــرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بي عصمت و نــنگ
حــــــــرمت مادري از يـــــــاد ببرد
خيره از بـــــــــــاده و ديوانه زبنگ
رفت و مـــــــــادر را افكند به خاك
سينه بـــــــدريد و دل آورد به چنگ
قصد سر منزل معشوق نــــــــــــمود
دل مـــــــــادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمــــــــــين
و انـــــــــدكي سوده شد او را آرنگ
وآن دل گرم جـــــــــان داشت هنوز
اوفتاد از كف آن بي فــــــــــــرهنگ
از زمين باز چو برخـــــــاست نمود
پي بــــــــــــــــــــــرداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خـــــــــــون
آيد آهسته بـــــــــــــــرون اين آهنگ
آه دست پسرم يافت خــــــــــــــراش
آه پاي پسرم خــــــــــــورد به سنگ
شايد نگاهي انساني تر به جامعه زنان بتواند پاسداشتي به فرهنگ مهرباني باشد ، جهاني كه هنوز از خشونت هاي متعدد عليه زنان بهره مي گيرد نيازمند تغيير نگاه به كانون محبت است تا اين چشمه مهرباني در جوشش خويش جامعه را به مهرباني و شفقت معطر و منور كند. در اين بين زنان روستايي را نبايد از خاطر برد زناني كه در عرصه كار يك مردند و در عرصه خانواده يك مادر و همسر، فصل بهار و شكوفه و روز زن در دهكده كندلوس مقارن شده است با سالروز سفر شكوفه ( رستمي) ،كدبانوي دهكده ، مادري كه براي فرزندان اين دهكده بخاطر همياريش در امور اجتماعي يك مادر بود او هر چند صاحب فرزند نشد اما فرزندان اين دهكده او را مادر دهكده مي دانند، يادش را با تقديم شعري از فريدون مشيري با قلب تمام مادران به سپاس و پاسداري از مهرباني،گرامي مي داريم.
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی
زیر یک سنگ کبود
در دل خاک سیاه
میدرخشد دو نگاه
که بناکامی ازین محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه
باز می خندد مهر
باز می تابد ماه
باز هم قافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پوید راه
با دلی خسته و غمگین -همه سال-
دور ازین جوش و خروش
میروم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود
تا کشم چهره بر آن خاک سیاه
وندر این راه دراز
میچکد بر رخ من اشک نیاز
میدود در رگ من زهر ملال
منم امروز و همان و راه دراز
منم اکنون و همان دشت خموش
من و آن زهر ملال
من و آن اشک نیاز
بینم از دور،در آن خلوت سرد
-در دیاری که نجنبد نفسی از نفسی-
ایستادست کسی!
"روح آواره کیست؟
پای آن سنگ کبود
که در آن تنگ غروب
پر زنان آمده از ابر فرود؟"
می تپد سینه ام از وحشت مرگ
می رمد روحم از آن سایه دور
می شکافد دلم از زهر سکوت!
مانده ام خیره براه
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه!
شرمگین میشوم از وحشت بیهوده خویش
سرو نازی است که شادابتر از صبح بهار
قد برافراشته از سینه دشت
سر خوش از باده تنهائی خویش!
"شاید این شاهد غمگین غروب
چشم در راه من است؟
شاید این بندی صحرای عدم
با منش یک سخن است؟"
من،در اندیشه که :این سرو بلند
وینهمه تازگی و شادابی
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی...
غرق در ظلمت این راز شگفتم ناگاه:
خنده ای میرسد از سنگ بگوش!
سایه ای میشود از سرو جدا!
در گذرگاه غروب
در غم آویز افق
لحظه ای چند بهم می نگریم
سایه میخندد و میبینم : وای...
مادرم میخندد!...
"مادر ،ای مادر خوب
این چه روحی است عظیم؟
وین چه عشقی است بزرگ؟
که پس از مرگ نگیری آرام؟
تن بیجان تو،در سینه خاک
به نهالی که در این غمکده تنها ماندست
باز جان میبخشد!
قطره خونی که بجا مانده در آن پیکر سرد
سرو را تاب و توان می بخشد!
شب،هم آغوش سکوت
میرسد نرم ز راه
من از آن دشت خموش
باز رو کرده باین شهر پر از جوش و خروش
میروم خوش به سبکبالی باد
همه ذرات وجودم آزاد
همه ذرات وجودم فریاد
فریدون مشیری
نوشته شده توسط ملايي در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ساعت 2:59 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

خلیج فارس ایران در طول تاریخ مدّون خود از اهمیت ویژهای در سیاستهای بینالمللی و منطقهای برخوردار بوده و هست. از جمله ویژگیهای قابل ذکر خلیج فارس، موقعیت خاص جغرافیایی آن میباشد. ارتباط این آبراه با اقیانوس هند و آبهای آزاد، باعث شده تا منطقه از لحاظ تجاری و نظامی، به خلیج فارس وابسته شود.
اکتشافات نفتی و غنای آب خلیج فارس از لحاظ مواد معدنی و غذایی، آن را به نگینی بی همتا تبدیل کرده و چشم طمع بسیاری از کشورهای منطقه و قدرتهای فرا منطقهای را به سوی خود جلب نموده است.

ارزشهای عظیم اقتصادی و موقعیت سوق الجیشی و سیاسی خلیج فارس از قدیم الایام تا امروز، استعمارگران را تشنه حضور و سلطه طلبی در منطقه کرده و باعث شده تا آنها بکوشند همواره سیاست خود را بر این منطقه تحمیل کند.
از این رو خلیج فارس، همیشه صحنه کشمکش و نبرد بوده و سرزمینهای حاشیه آن نیز از این کشمکشها متأثر شده است؛ به گونهای که زندگی سیاسی و اقتصادی این کشورها با توجه به مسائل و جریانهای جاری در خلیج فارس جهت و سمت و سو میگیرد.
http://www.iranmojri.com/ganjoor/golgasht/938-golgasht.html#ixzz2Q4SPU49C
نوشته شده توسط ملايي در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ساعت 7:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آشنایی با آیتالله حاجمیرزا یدالله کجوری(کندلوسی)

ˈآیتالله حاجمیرزایدالله کجوریˈ که بعدها به دکترنظرپاک مشهور شد، در 1257 ﻫ.ش در قریه کندلوس از بلوک ˈزانوس رستاقˈ کجور دیده به جهان گشود.
وی فقیهی اصولی، مجتهدی محقق و مدرسی نامدار بود که در فقه و اصول و تفسیر و حکمت و کلام و منطق و دروس طبیعی و طب قدیم و ریاضیات مهارت داشت.
وی در 1275 ﻫ.ش (در حدود هجدهسالگی) وارد تهران شد و نزد شیخجعفر گلپایگانی به تحصیل فقه و اصول و کلام پرداخت.
حکمت و فلسفه را از محضر حکیمالهی فراگرفت و از درس ˈآیتالله شیخعبدالنبی نوریˈ به جهت تکمیل فقه و اصول، سود جست و به درجه اجتهاد نائل شد.
حکمت و فلسفه را نزد حکیم عالیقدر مرحوم آقاشیخعلی نوری و فیلسوف بزرگ ˈمیرزامحمدطاهر تنکابنیˈ به درجه کمال رسانید و به عنوان مدرسی توانا مورد توجه دیگران واقع شد.
مبحث خوشنویسی یکی دیگر از ابعاد شخصیتی میرزایدالله کجوری است.وی از آخرین افرادی است که در شیوه قدیم از بزرگان خوشنویسی قلم میزد و سرانجام به یکی از سرآمدان هنر خوشنویسی نستعلیق نیز بدل شد.
از وی کتابهای متعددی به خط نسخ موجود است که یکی از آنها رسالهای است که بعدها منجر به اعطای درجه دکترا به وی میشود. آیتالله حاجمیرزایدالله کجوری در سال 1323 درگذشت و در صحن حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند.
مراسم یادبود این هنرمند بعدازظهر یکشنبه 15 مرداد ۹۱ از ساعت 18 و 30 دقیقه تا 20 و 30 دقیقه برگزار شد.
علاوه بر این ، نمایشگاه آثار این هنرمند نیز از 15 تا 25 مرداد ۹۱ در محل نگارخانه دایر خواهد بود.
گزارش تصویری از بیستوهشتمین نشست پژوهشی هنر به مناسبت نکوداشت آیت الله حاج میرزا یدالله پاک نظر کجوری ( کندلوسی ) هنرمند خوشنویس، مجتهد و فقیه، در نگارخانه برگ تهران .
در این نشست ایرج نعیمایی، حمیدرضا قلیچخانی و کیوان شجاعیمنش در خصوص فعالیت ها و زندگی این هنرمند سخنرانی کردند.
نوشته شده توسط ملايي در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ساعت 3:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اول اردیبهشت
روز بزرگداشت استاد سخن، شیخ اجل سعدی شیرازی گرامی باد
كندلوس جامعه اي آداب دان ،هنرپرور و فرهنگ دوست


چشم اندازی از زندگی سعدی
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بی تردید بزرگترین شاعری است که بعد از فردوسی آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده اش روشن ساخت و آن روشنی با چنان تلألویی همراه بود که هنوز پس از گذشت هفت قرن تمام از تاثیر آن کاسته نشده است و این اثر تا پارسی برجاست همچنان برقرار خواهد ماند.
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر
که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم
گر چنانست که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانم
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم
درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
عشق و اخلاق را دو گوهر فكري شيخ مصلح الدين سعدي بايد خواند او وقتي از عشق سخن مي راند گويي از تجربه عاشقانه و احوالات تجربه كرده خويش سخن مي گويد وهنگامي كه از اخلاق درويشان ،حاكمان و... سخن به ميان مي آورد گوي منطق و انديشه والاي او را بخوبي مي توان درك كرد.روز اين بزرگ مرد را گرامي مي داريم و آرزو مي كنيم مردم ، خصوصا جامعه كندلوس كه جامعه اي آداب دان ،هنرپرور و فرهنگ دوست است بيش از پيش انديشه و اخلاق اين بزرگمرد را پاس دارد.
نوشته شده توسط ملايي در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ساعت 12:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
به بهانه حضور برنده جايزه نوبل محيط زيست در دهكده فرهنگي تاريخي كندلوس
محيط هاي زيست ، نه محيط زيست

همانطور كه مي دانيد روستاها از يك نظر به روستاهاي كشاورزي ، سكونتگاهي ، اداري متصل به شهر و روستاي گردشگري قابل دسته بندي هستند.
دهكده كندلوس هر چند در چرخه معيوب توسعه كشاورزي محصول خاص كشاورزي را براي عرضه ندارد اما جاذبه هاي طبيعي همانند نوار سبز زيبايي كه دهكده را به محاصره خويش در آورده است.
رود روان در ميان دهكده و چشمه هاي متعدد داخل بافت دهكده و جويباراني سرود خوش آبها را مي سرايند در كنار جاذبه هاي ساختني يا ساخته شده، همانند موزه مردم شناسي كندلوس كه تنها موزه روستایی در جهان است و بافت با ارزشي كه اين دهكده را در جمع يازده روستاي داراي بافت با ارزش در كشور قرار داده است و همچنين بافت فرهنگي كه شامل روابط اجتماعي فرهنگي موجود در بين اقوام ساكن ،اتخاذ رويكرد تامين اجتماعي فرهنگي در نهادهايي همانند موسسه متوفيات و تفكر والاي جوانان دهكده در طراحي جشن ها و همچنين افراد صاحب نظر در عرصه فرهنگ و هنر همانند آقاي دكتر جهانگيري و نويد مصطفي پور مجموعا اين دهكده را ديدني و ديدني تر كرده است و اگر امروز قابليت عملي اين خاك جاي باشكوه در عرضه محصول كشاورزي موفقيت آميز نبوده است اما داشته و قابليتهاي متعدد طبيعي، فرهنگي و معماري روستايي اين دهكده در زمره بهترين مناطق گردشگري در آورده است.
گردشگري روستايي در اين دهكده بر پايه اكوتوريسم (توريسم بوم زيستي) است و همانطور كه مي دانيد خود اكوتوربسم بر اساس سه محيط زيست بنا شده است : اول محيط زيست طبيعي كه شامل جنگل،رود،چشمه و منابع طبيعي ديگر است.
دوم محيط زيست ساختني يا ساخته شده است كه شامل معماري روستايي و سبك ساخت سنتي سازه ها،موزه مردم شناسي،خانه مينا و پلنگ و..
سوم محيط زيست فرهنگي است كه شامل حفظ آداب و سنن و تحكيم روابط اقوام موجود در دهكده،رويكرد تامين اجتماعي در ميان اهالي و توجه به عرصه هنر و موسيقي است.
پس با يك محيط زيست در كندلوس رو برو نيستيم بلكه با سه محيط زيست مواجه هستيم و توجه ما در عرصه محيط زيست بايد سه گانه باشد،لذا بايد كوشش كنيم تا محيط زيست طبيعي ما مورد سواستفاده سودجويان قرارنگيرد چشمه هاي آزاد به حكم خودخواهي ها مسدود نشود ، رود و جويبارهاي موجود در دهكده با پساب و فاضلابهاي خانگي و غيره آلوده نگردد و مراقب باشيم تا محيط زيست ساختني كه عمده ترين آن معماري روستايي و بافت بارزش دهكده است در نوسازي ها ، بازسازي ها سبك سنتي را حداقل در نماي ساختمان رعايت كنيم و در حفظ امكاني چون بناي امامزاده كندلوس ، خانه مينا و پلنگ و حتي در احداث بناهاي جديد تخريب شده چون آسياب و آبدنگ و..همت بنهيم.
نهايت اينكه در حفظ محيط زيست فرهنگي كه شامل تحكيم روابط انساني و توسعه منابع فرهنگي و سنتي در قالب جشنها و جشنواره ها و شب شعر و موسيقي بيش از پيش سر زندگي و نشاط را توام با تامين اجتماعي و همياري سرلوحه كار قراردهيم تا پاسداري از محيط هاي زيست ذكرشده و توسعه آن بدان توسعه مطلوب روستايي و يا به بيان ديگر بدان جامعه آباد ، سعيد و اصيل(جامعه آسا) دست يابيم.
درونت به تاييد حق شاد باد دل و دين و اقليمت آباد باد
نوشته شده توسط ملايي در جمعه سی ام فروردین 1392 ساعت 3:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
گزارش تصویری از حضور پروفسور " میکائیل سوخو "
برنده جایزه نوبل محیط زیست جهانی در کندلوس
پروفسور سوخو، در میان بیولوژیست های جهان از چهره های شناخته شده و در رتبه های تراز اول جهانی قرار دارد.
















عکس از : محمدحسین ملایی کندلوسی
نوشته شده توسط ملايي در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ساعت 7:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
برنده جایزه نوبل محیط زیست جهانی در کندلوس:
ساخت و سازهای جدید ، طبیعت و زیبایی کجور را از بین می برد

پروفسور " میکائیل سوخو " برنده جایزه نوبل محیط زیست جهانی به همراه شش تن از شخصیتهای علمی و دانشگاهی معبتر کشور آلمان از بخش کجور و دهکده فرهنگی و تاریخی کندلوس بازدید کردند.
این بیولوژیست تراز اول جهانی در گفتگو با "چشمه کندلوس" گفت: من برای چهارمین بار به ایران می آیم و ایران برای من با تاریخ کهن و قدیمی اش خیلی جذابیت دارد و مردمانی خیلی خوش قلب ، خوش رو و مهمان نواز دارد.
وی افزود: طبیعت بسیار زیبا و شگفت انگیز ایران این انگیزه و اشتیاق را در من بوجود آورد تا به ایران سفر کنم.
پروفسور سوخو درباره محیط زیست ایران اظهار کرد: ایده ساختن مجموعه های حفاظت از محیط زیست مانند آنچه که در شمال ایران وجود دارد و ما قصد بازدید از آن را داریم ، این کمک می کند که ما بتوانیم بازمانده های آن چیزایی که غنای محیط زیست از نظر پوشش گیاهی و جانوری هستند در یک منطقه مورد حفاظت قرار دهیم و به خصوص دراین حوزه که در مناطق آسیا ، اروپا و آفریقا کار کردیم و الان هم در ایران کار شد.
وی بیان کرد: بنظرم این یک حرکت موثر و سازنده است و من خیلی خوشحال هستم که این برنامه در ایران در حال اجرا است و نیز خوشحال هستم که ما می توانیم کمک کنیم.
برنده جایزه نوبل محیط زیست جهانی همچنین در خصوص طبیعت و میحط زیست کجور تصریح کرد: آن چیزی که من در کجور دیدم ، آن ایده و نظریه ای که برای ایجاد و تاسیس یک بنیاد حفاظت از محیط زیست در منطقه خیلی تطابق دارد.
وی در ادامه درخصوص بازدید خود از موزه فرهنگی و تاریخی کندلوس گفت: یک انسان خلاق ، باهوش ، با پشتکار و سعی و تلاش بسیار اشیایی که به لحاظ محیطی و فرهنگی حائز اهمیت و ارزش هستند را جمع آوری کرد و این در واقع می تواند مبنای حرکت برای شناساندن فرهنگ و آداب و رسوم منطقه کجور و کندلوس باشد.

پروفسور سوخو به زیبایی های طول مسیر به سمت کجور اشاره کرد و اظهار کرد: زیباترین پدیده ای که در طول مسیر به سمت کجور و کندلوس دیدم ، از تونل کندوان که می آمدیم برف شدیدی در حال بارش بود اما وقتی مسافتی از این مسیر را پشت سر گذاشتیم بارش برف جای خود را به نور آفتاب داد و بوته های سرسبز و گلهای زردی که در محیط زیست خودنمایی می کردند برای من بسیار شگفت انگیز و زیبا بود.
وی در پاسخ به این سوال که چه چیزی شما را در طول این مسیر آزار داد گفت: در مسیر خود وقتی در مناطقی که مسکونی بود و ما لحظاتی توقف کردیم به شدت آلوده به زباله هایی که مردم به بیرون ریخته بودند و صحنه بسیار نارحت کننده ای بود و به نظر من آسیب به محیط زیست غیر قابل بخشش است.
وی درباره بزرگترین خطری که محیط زیست را تهدید می کند اظهار کرد: از دست رفتن جنگل بزرگترین خطری است که محیط زیست را تهدید می کند و این آسیب رسیدن و از دست رفتن جنگل می تواند ضرر و زیان های بسیاری برای محیط زیست با خود به دنبال داشته باشد چرا که هر جا که جنگل باشد وجود دارد اولا باعث به وجود آمدن خاک می شود ، خاکی که مایه حیات نباتی است پس اگر جنگل نباشد آن خاکی که حاصلخیز است هم از بین می رود و این مضر است.
پروفسور سوخو گفت: وجود جنگل علاوه بر اینکه خاک حاصلخیز و رستنی به وجود می آورد ، می تواند قطرات باران و رطوبت را در خود حفظ کند و از طرفی نیز باعث تبخیر بیشتر می شود.
وی ادامه داد: جنگلها دی اکسید کربن هوا را از طریق درختان جذب می کنند و موجب افزایش اکسیژن می شوند و این به سلامت محیط زیست انسانی کمک بسیاری می کند.

پروفسور سوخو ابراز کرد: امیدوارم بتوانیم شبکه ای از این مناطق " بیوسفِر" و حفظ محیط زیست را ایجاد کنیم که اینها باعث می شود در کنار آن اگر در مناطق مختلف بر روی فرهنگ مردم به شکل منطقه ای کار شود و سطح آگاهی مردم را بالا ببریم همه این موارد می توانند دست به دست هم داده تا ما بتوانیم محیط زیست خودمان را بهتر حفظ کنیم و البته از طریق تاسیس بنیادهایی که می تواند این موضوع را ÷یگیری کند.
برنده جایزه نوبل محیط زیست جهانی به ساخت و سازهای جدید با مدل شهری در مناطق روستایی اشاره کرد و گفت: امیدواریم در آینده این ساخت و سازهای شهری رنگ های تندی مانند رنگ قرمز که بر روی سقف خانه ها در روستاهای کجور می زنند باعث می شود آن زیبایی و هارمونی طبیعت و آن همخوانی معماری بومی با محیط زیست از بین برود و امیدوارم در آینده جلوی پدیده ای گرفته شود.
پروفسور سوخو، در میان بیولوژیست های جهان از چهره های شناخته شده و در رتبه های تراز اول جهانی قرار دارند.
نوشته شده توسط ملايي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ساعت 6:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سالهاست عکس میگیرم، هم از طبیعت و هم از چهرهها. این دو شاخه عکاسی خیلی با هم تفاوت دارند؛ در حالی که برای اولی باید بار سفر بست و با نور و شرایط محیطی کار کرد، عکاسی چهره در آتلیه و نورپردازی مصنوعی انجام میگیرد.
پیش از آنکه به عکاسی بپردازم، نقاشی را از هنرستان کمال الملک شروع کردم. این سابقه هنری، در عکاسیام نیز تاثیر گذاشت و به آن رنگ و جلوهای خاص بخشید.
از 65 سال پیش نقاشی میکنم و بیشتر چشم اندازهای طبیعی را روی بوم جان میدهم. تا به حال زیباییهای چهار فصل گوشه گوشه ایران را ثبت کردهام و بارها آنها را در نمایشگاههای داخلی و خارجی به نمایش گذاشتهام.
تقریباً همه جای ایران را دیدهام و از زیباییهای طبیعتش لذت بردهام. در یکی از آخرین سفرهایم، به تماشای کندلوس نشستم؛ روستایی در دل کوههای البرز که به حق و به انصاف یکی از زیباترین و پاکیزهترین مناطق کشور است.

این روستا در امتداد دره زانوس و منطقه سرسبز و زیبای کجور قرار دارد. برای رفتن به کندلوس، باید در جاده چالوس، بعد از گذشتن از شهر مرزن آباد، 6 شش کیلومتر رانندگی کنیم تا به جادهای فرعی و آسفالت در سمت راست، به نام دوآب کجور، برسیم. بعد از پیمودن 42 کیلومتر در جادهای پر پیچ و خم و بسیار زیبا، وارد کندلوس میشویم.
بهار چند سال پیش، در سفری به البرز شمالی، وقتی در جاده به سمت روستای کندلوس حرکت میکردم، با یک چشم انداز طبیعی شگفت انگیز و بهشت آسا روبرو شدم که مرا به سوی خود خواند. چون نمیتوانستم خیلی آنجا بمانم و منظره را به طور کامل روی بوم بیاورم، طرحی از آن زدم و چندین عکس هم گرفتم.
چند ماه بعد این تابلوی رنگ و روغن را کامل کردم که به نظرم یکی از بهترین کارهای طبیعت من شد. در این نقاشی واقع گرا، کوشیدم نور، فضا و حس آن منظره را به خوبی و درستی بازتاب دهم که امیدوارم نتیجهاش در نگاه مخاطبان مثبت باشد.
منبع: خبر آنلاين
http://khabaronline.ir/detail/283752
نوشته شده توسط ملايي در سه شنبه بیستم فروردین 1392 ساعت 1:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
موسس و بنیانگذار مجموعه فرهنگی کندلوس از حضور برنده جایزه نوبل محیط زیست جهان در کندلوس خبر داد.
دکتر علی اصغر جهانگیری در این باره گفت: پروفسور سوخو برنده جایزه نوبل محیط زیست جهان طی سفری دو روزه از دهکده فرهنگی و تاریخی و طبیعت منحصر بفرد و زیبای کندلوس بازدید خواهد کرد.
وی افزود: پروفسور سوخو از شخصیت های بزرگ علمی جهان در زمینه محیط زیست است که موفق به کسب جایزه نوبل در زمینه محیط زیست شده است.
وی تصریح کرد: همچنین در این سفر دو روزه که هفته آینده انجام خواهد شد 14 تن از شخصیت ها و چهره های علمی و دانشگاهی معتبر اروپا و نیز رئیس دانشگاه کار آفرینی ایران ، پروفسور سوخو را همراهی می کنند.
دکتر جهانگیری هدف از این سفر را تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا بر شمرد.
لازم به ذکر است پروفسور سوخو، در میان بیولوژیست های جهان از چهره های شناخته شده و در رتبه های تراز اول جهانی قرار دارد.
نوشته شده توسط ملايي در دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ساعت 7:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
تکنوازي پرویزمشکاتیان در ارتفاعات کندلوس
گلهای نوشکفته در ارتفاعات زیبای کندلوس
زادگاه من
قلب مادر
روز ملی خلیج فارس گرامی باد
آشنایی با آیتالله حاجمیرزا یدالله کجوری(کندلوسی)
روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی شیرازی
محيط هاي زيست ، نه محيط زيست
گزارش تصویری از حضور پروفسور " میکائیل سوخو " در کندلوس
سوخو: ساخت و سازهای جدید ، طبیعت و زیبایی کجور را از بین می برد
درباره وبلاگ

با تقدیم احترام و صمیمانه ترین سپاس ها به حضور ارجمند جناب آقای علي صادقی مدیریت محترم پایگاه خبری - تحلیلی مازندنومه " اولین خبرگزاری رسمی مازندران "
(www.mazandnume.com)
که ورودم به دنیای مجازی رسانه ها را با ایشان آغاز کردم و ایشان با راهنمایی های استادانه خود در سایت مازندنومه بنده را یاری نمودند و همچنین از همه دوستانی که در روزنامه ها و هفته نامه های شمال کشور همیشه مشوق و راهنمای من بودند سپاسگزاری می کنم و از همین جا دست تک تک آنها را می بوسم و سر تعظیم فرود می آورم
این نشریه اولين نشریه الکترونیکی کجور مازندران مي باشد كه علاوه بر اخبار کجور ،اخبار منطقه کندلوس را نيز تحت پوشش قرار مي دهد.
با سپاس
فهرست اصلی
برچسبها
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY