چشمه كندلوس

اولين نشريه الكترونيكي كجور مازندران

عید فطر


جشن بازگشت به فطرت و خویشتن انسانی مبارکباد


مجذوب تو شب عید نداند          آن روز کند عید که دیدار تو بیند

 

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 6:21 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 5:20 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 

سرمايه هاي فرهنگي و هنري ملي از كندلوس

 

استاد سيامك جهانگيري كندلوسي نوازنده "ني" و فرهيخته فرهنگي و هنري

در كنار اساتيد موسيقي ملي

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 3:51 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]


زبان و جهان

 

 

http://www.bia2nowshahr.net/data/media/38/39.Kandelous-Bahar88.jpg


به بهانه تكرار مديحه سرايي شخصي از تريبون عمومي در دهكده ام كه فرصت رویش ريا را نمي دهد:
مي گويند زبان هركسي، نشان دهنده جهان اوست. چون در اين زبان ،نشانه هاي بيشماري است كه سطح معرفتي، قوه انصاف و عدالت و حريت و اخلاق و خردمندي و نوع نگاه و سطح آگاهي فرد ناطق را براي مستمع قابل سنجش و درك و دريافت مي كند و به قولي رساتر:
 

آدمی مخفیست در زیر زبان
این زبان پرده‌ست بر درگاه جان


چونک بادی پرده را در هم کشید
سر صحن خانه شد بر ما پدید


در واقع محيط زيست فكري فرد گوينده را مشخص مي كند،آنچنان كه وقتي سخن راني در مورد يك فرد سخن مي راند بي شك قبل از آنكه شخص مورد نظر خويش را معرفي كند ،خود و جهان خويش را تابلو و نمايان مي كند و از وجود خويش پرده برداري مي كند!


چراكه اينگونه مديحه سرايي هاي شخصي در جايگاههاي عمومي منهاي محتوي سخن، خود امري باطل و مصداق استفاده سوء و فرصت طلبي از تريبون عمومي است، چراكه فرد مذكور مي توانست و مي تواندبا خرج مال شخصي آنقدر در شناساندن وتوصيف شخصيتي فرد مورد نظر خود آنهم در بعد فرهنگي سخن بگويد كه شب را به سپيدي و سپيده به تاريكي پيوند بزند! اينگونه از منابر عمومي خرج كردن آنهم به نام دفاع از فرهنگ ، بيشترعلامت و نشانه دفاع از هنگ شكست خورده است!


 البته همين بادهاي كعب است كه فرد ضعيف النفس را  چون دميدن، قالب شعري زيباي استاد كيوس گوران(دشمن دونا و گِج رفق) را به زشت ترين كلام ،آغشته ساخت تا عقده گشايي كند !


حال، سخن گوي عزيز ! مردم زبان و بيان شما را معيار توصيف حال و جهان شما مي دانند چون اهالي معرفت قبل از بيان تو از بوي بد دهان، سر درون فرد راشناخته اند!" بوي دهان نشان دهد تو به زبان بيان مكن"!! و نيك مي دانند كه " مشك، آنست كه خود ببويد، نه آنكه عطار بگويد"!!


آدمی مخفیست در زیر زبان
این زبان پرده‌ست بر درگاه جان


چونک بادی پرده را در هم کشید
سر صحن خانه شد بر ما پدید


کاندر آن خانه گهر یا گندمست
گنج زر یا جمله مار و کزدمست


یا درو گنجست و ماری بر کران
زانک نبود گنج زر بی پاسبان


بی تامل او سخن گفتی چنان
کز پس پانصد تامل دیگران


گفتیی در باطنش دریاستی
جمله دریا گوهر گویاستی


نور هر گوهر کزو تابان شدی
حق و باطل را ازو فرقان شدی


نور فرقان فرق کردی بهر ما
ذره ذره حق و باطل را جدا

[ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 ارتباط زباله و تغيير فرهنگ روستا

 

 

ارتباط زباله و تغيير فرهنگ روستا تا حدود چند سال قبل در هيچ روستايي زباله و جمع آوري زباله ديده نمي شد و هر آنچه زائد بود به روشهايي مثل تغذيه دام و طيور و تجزيه پذيري در مكان، امكان پذير بود و آثاري از زباله در طبيعت ديده نمي شد چرا كه زباله هاي طبيعي در طبيعت جذب مي شد.

 

اما تكنولو‍ژي جديد زباله هايي را توليد نمود كه توانايي تجزيه ندارند و به نوعي به روشهاي طبيعي تجزيه پذير نبوده و حتي براي طبيعت مضر مي باشند و بشر با زباله هاي ناشي از تكنولوژي با تكنولوژي در پي از بين بردن يا باز يافت ان برآمد.

 

اما در جامعه امروز در بحث زباله يك نوع فرهنگ و يك نوع بي فرهنگي نمود پيدا كرده است. به طوري كه جوامع شهري افراد به خاطر محدوده شهري توانايي دفع زباله را ندارند و از طرفي شهرداري وخدمات آن اقدام به دفع زباله مي نمايند و تنها بعد فرهنگي كه بيشتر قابل رويت است بحث تفكيك زباله است كه هنوز در كشور ما به آن درجه نرسيده اند.

 

و اما در جوامع روستايي كه محيط زمينه مساعدي براي تجزيه بعضي از زباله ها را امكان پذير ساخته است و تنها زباله هاي ناشي از تكنولوژي است كه با روشهاي جديد قابل حل مي باشد.

 

اما در روستاهاي امروز با وجود دهياريها و جمع آوري زباله يك معضل جديدي را در اين راستا پديد اورده است كه همخواني با محيط سكونت آنان ندارد بدين معني كه با ترويج مسئولين ذي ربط به استقرار سطل زباله در سطح روستا اين نگرش را در افراد روستا با فرهنگ و سنت روستايي ايجاد نمود كه كليه زباله ها بايد در سطل زباله ريخته شود در صورتي كه يك روستايي فقط زباله ناشي از تكنولوژي را در زندگي اش دارد و با بازيافت ان حتي مي توان گفت كه هيچ زباله اي ندارد و هرچه را كه تجزيه پذير است را در محيط خانه باغ يا محيط روستا دفع مي نمايد و اين خودش براي آن طبيعت مفيد است.

 

در كل مي توان نتيجه گرفت كه استقرار سطل آشغال و جمع آوري زباله از سطح روستا ايجاد كننده تغيير نگرش و فرهنگ روستايي و ايجاد هزينه هاي زياد براي مديريت روستا هست كه مي توان گفت ناخواسته دهياريها و مسئولين امور روستايي بدون نگاه جامعه شناختي و با اين نگرش كه در پي تعالي روستا هستند ايجاد كننده فرهنگ نادرست و هزينه هاي زياد در روستا هستند به طوري كه تغيير نگرش و رويكرد مردم بدون هيچ گونه نشانه اي براي آنها پديدار مي گردد.

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 6:27 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

قابل توجه سازمان محيط زيست كشور و مازندران

 

بازیافت 70% شیشه های اتحادیه اروپا

 

 


در کشورهای عضو اتحادیه اروپا هفت بطری از ده بطری شیشه ای بازیافت می شود. با این حال، روند بازیافت کار چندان آسانی نیست. اول از همه باید مواد قابل بازیافت را جدا کرد. مانند آنچه در کارخانه «سیتا» در آنور بلژیک انجام می شود.

 

ماتیو برتو، مدیر «سیتا» می گوید: «چیزهای بسیاری باید از این شیشه جدا کرد. پلاستیک، فلز، دهنه، کاغذ زیادی و برچسب ها. این کار در روند جداسازی انجام می شود.

 

پس از اینکه فلز توسط آهنربا گرفته شد، مواد غیرضروری دیگر توسط دست جدا می شود. سپس جداسازی دقیقتر توسط دستگاهی که قادر به شناسایی رنگ شیشه است، انجام می شود. این عملیات بسیار سریع است و با چشم غیرمسلح دیده نمی شود.

 

در انتهای زنجیره، شیشه سبز، قهوه ای و شفاف باقی می ماند. شیشه ها در سه رنگ مجزا، آسان تر به مشتریان با درخواستهای ویژه فروخته می شوند.

 

دو مزیت شیشه بازسازی شده، ارزان تر بودن آن و مناسب تر بودن آن برای محیط زیست است. زیرا قبلا برای ساخت بطری اولیه گرم شده است و بنابراین زودتر و در دمای پایین تر ذوب می شود. شیشه ای که همه کیفیت های خود را حفظ می کند، تا بی نهایت بازیافت می شود.

---------------------------------

آري این تکنولوژی روز است و ما به علت نداشتن آگاهی کافی - به دنبال نوعی از کارخانه های زباله سوز هستیم که تقریباً سالهاست که استفاده از آنها در قاره سبز منسوخ شده است. کارخانجاتی که اکسین و فوران و سایر دودهای خروجی آن، برایمان سوغاتی جز سونامی سرطان و اختلالات جنسی در یک دهه نخواهد داشت.

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 7:5 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 

جلوه هاي بي نظير طبيعت كندلوس

 

 

6 تير93

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 7:20 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 

برداشت گیلاس از باغات کندلوس

 

5 تیر 93  

 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 11:52 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 

دومین برداشت توت فرنگی از مزارع کندلوس

 

5تیر93

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 12:8 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

برداشت توت فرنگی از مزرعه ای در کندلوس

 

 

 

 

 

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 6:22 قبل از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

 معلمی که تمام حواسش به شش دانش‌آموز بود

 

تعلیم دو هزار بیت شعر در سه ماه

 



گاهی تعلیم‌ دادن حتی بدون امکانات و تجهیزات، جواب می‌هد. مهم این است که چه کسی قرار است تعلیم دهد و چه کسانی تعلیم می‌گیرند و چه تعلیم‌دهنده‌ای بهتر از معلمی ایثارگر و چه یادگیرنده‌ای بهتر از دانش‌آموزانی با استعداد.


به گزارش خبرگزاری فارس از نوشهر، شاید اغلب این فکر به ذهن انسان خطور کند که نابغه‌شدن و یا نابغه‌بودن مختص آدم‌های خاصی است که پول و ثروت و امکانات و خانه‌های آن‌چنانی دارند، اما اکنون دو دختر دانش‌آموز کجوری ثابت کرده‌اند که نابغه‌بودن و نابغه‌شدن جدا از این تفکرات است و هر کسی در هر موقعیت و جایگاهی می‌تواند با به‌کارگیری از استعدادها، و تلاش و ممارست، نبوغ خود را پرورش داده و به ظهور برساند.

آنها نشان دادند که برای نابغه‌شدن نه نیازی به پول و ثروت است و نه نیازی به حضور در کلاس‌های آموزشی با هزینه‌های هنگفت، بلکه نیاز به امید و خودباوری است و البته داشتن معلمی که تمام حواسش به دانش‌آموزانش باشد و با هم درس عشق و ایثار بخوانند.

حفظ بیش از 2 هزار بیت شعر فارسی توسط دو دختر کجوری آن هم تنها ظرف سه ماه و به صورت شبانه نزد معلمی فداکار و ایثارگر، گواه این سخن است.

با این دو دختر کجوری و معلم فداکارشان که بدون حقوق و مزایا و تنها برای رضای خدا به تدریس در این روستای محروم مشغول است، گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

"فاطمه حاجی‌نجفی" یکی از دانش‌آموزان روستایی به خبرنگار فارس در نوشهر گفت: در کلاس ششم ابتدایی درس می‌خوانم و از اینکه این فرصت در روستای ما به‌وجود آمد تا بتوانیم درس بخوانیم خیلی خوشحالم. چون از این طریق می‌توانم فرد مفیدی برای جامعه باشم.

 وی افزود: امکانات ما برای درس خواندن کم است اما همین که این فرصت و امکاناتِ اندک هم برای ما فراهم شد تا بتوانیم درس بخوانیم، بسیار ارزشمند است.

این دانش‌آموز با استعداد کجوری درباره دغدغه‌های خود در خصوص ادامه تحصیل، گفت: روستای ما تا کلاش ششم ابتدایی معلم دارد که البته تمامی 6 دانش‌آموز این روستا با هم در یک کلاس تحصیل می‌کنیم.

وی اظهار داشت: مدرسه ما از داشتن کامپیوتر که امروزه یکی از نیازهای اصلی برای تحصیل دانش‌آموزان است، محروم است.

 "فائزه حاجی نجفی" خواهر فاطمه و دیگر دانش‌آموز با استعداد روستای «چَمَرکوه» نیز در گفت‌و گو با فارس گفت: من هم از اینکه فرصت تحصیل در روستای ما که واقعا‌ از روستاهای خیلی محروم «کجور» است به وجود آمد و من و پنج نفر دیگر از بچه‌های این روستا می‌توانیم درس بخوانیم خوشحالم، اما حیف که در این روستا فقط تا کلاس ششم می‌توانیم درس بخوانیم.

 وی در ادامه گفت: به همین دلیل زمانی که کلاس ششم ما به پایان رسید دیگر نمی‌توانیم ادامه تحصیل بدهیم و اگر هم بخواهیم به مدرسه شبانه‌روزی در شهر «پول» برویم شاید خانواده ما اجازه رفتن را ندهند و این ما را نگران کرده است.

 از" فاطمه و فائزه حاجی نجفی" درباره استعدادها و توانمندی‌های آنها در یادگیری پرسیدیم که در جواب ما گفتند: ما در این روستا یک خانم معلم داریم که خیلی برای ما زحمت می‌کشد و بدون اینکه از جایی حقوقی دریافت کند و یا اینکه بیمه باشد فداکارانه خود را وقف دانش‌آموزان این روستا کرده است.

 این دو خواهر اظهار داشتند: قبل از اینکه بخواهیم درباره استعدادهای خودمان بگوییم یک درخواست داریم و آن هم اینکه از شخص آقای «فانی» وزیر آموزش و پرورش دولت تدبیر و امید می خواهیم تا معلم عزیز ما خانم «سیمین کوهستانی» را در آموزش و پرورش استخدام کند چون این موضوع برای ما بسیار مهم است و در اولویت درخواست‌های ما قرار دارد.

این دو دانش‌آموز در ادامه تصریح کردند: ما اغلب شب‌ها به منزل معلم خودمان در همین روستا می‌رفتیم تا از تنهایی در بیاید و خانم معلم فداکار ما هم از این فرصت استفاده کرد و به ما کمک کرد تا اشعار شاعران ایرانی را حفظ کنیم.

 آنها گفتند: تلاش‌های شبانه معلم ما ظرف سه ماه جواب داد و توانستیم بیش از دو هزار بیت شعر از شاعران مختلف ایرانی در سده‌های مختلف تاریخی را حفظ و با هم مشاعره کنیم.

 خواهران نجفی در ادامه افزودند: خانم کوهستانی در طول همین شب‌ها با ما خواندن و حفظ قرآن را نیز کار کرد و ما الآن حافظ جزء سی‌ام قرآن هم هستیم و به کمک خانم معلم خودمان در یک هفته توانستیم داستان معروف «زال و رستم» را نیز حفظ کرده و به صورت نمایشی دو نفره آن را اجرا کنیم.

اما این دو دانش‌آموز درخواست دیگری هم داشتند و طی آن اعلام کردند که می‌خواهیم با آقای «جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نزدیک دیدار داشته باشیم و برنامه‌های فرهنگی خود را در حضور ایشان اجرا کنیم، امیدوارم آقای وزیر این مطلب را بخواند و پذیرای ما باشد.

 از «فاطمه و فائزه » درباره اوقات فراغتشان در طول ایام تعطیلات هم پرسیدیم که پاسخ دادند: تابستان‌ها همراه خانواده برای «دِرو» به زمین‌های کشاورزی می‌رویم و یا در کارهای دامداری به آنها کمک می‌کنیم و این تنها سرگرمی ما، در ایام تعطیلات است.

 در ادامه به سراغ خانم "سیمین کوهستانی" معلم فداکار و دلسوزی رفتیم که از کلاردشت به کجور و روستای محروم «چَمَرکوه» آمده تا در این نقطه دورافتاده به تدریس کودکان و نوجوانان روستایی مشغول شود.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در نوشهر، با اشاره به اینکه مدت 6 سال سابقه تدریس دارد، افزود: مدتی را در یکی دیگر از روستاهای کجور در نقطه‌ای دورافتاده به نام روستای «کی‌کوه» تدریس کردم و پس از آن به این روستا آمدم و روز اول هم که فضای بسیار محروم آن‌را دیدم نمی‌خواستم بمانم اما وقتی چشمانم به چشمان معصوم و مظلوم و سختی‌کشیده کودکان افتاد دیگر نتوانستم بروم و تصمیم گرفتم بمانم و برای تدریس این کودکان با سختی‌ها مبارزه کنم.

کوهستانی ادامه داد: مدت سه سال است که در این روستا تدریس می‌کنم و 6 دانش‌آموز از پایه اول تا ششم دارم و هر کدام استعدادها و توانایی‌های خاصی در یادگیری دارند که بسیار جالب توجه است.

این معلم ایثارگر کلاردشتی در ادامه، اظهار داشت: معلمی که واقعاً شغلش را دوست داشته باشد قطعاً با جان و دل برای دانش‌آموزان کار می‌کند و به آنها در علم‌آموزی یاری می‌رساند و  بنابراین با وجودی که در اینجا امکانات آموزشی بسیار کم است اما مهر و محبتی دو طرفه بین من و این کودکان معصوم وجود دارد و همین امر موجب می‌شود بتوانم دوام بیاورم.

کوهستانی درباره مشکلات و سختی‌هایی که با آن مواجه است، تصریح کرد: این روستا راه پر پیچ ‌و‌ خم همراه با گردنه‌های بسیار خطرناکی دارد که رفت و آمد را بسیار مشکل می‌کند.

 این معلم فداکار، بیان داشت: یکی دیگر از سختی‌های ما، تردد با پای پیاده و طی مسیر 6 کیلومتری آن‌ هم در یک و نیم ساعت برای رسیدن به جاده اصلی است که این موضوع در فصل زمستان به‌دلیل احتمال وجود حیوانات وحشی، بسیار مشکل‌ساز است.

وی در ادامه گفت: در فصل زمستان خیلی کم پیش می‌آید که بخواهم برای انجام کاری این مسیر را طی کنم، اما هر موقع مجبور به طی این مسیر شوم، بچه‌ها می‌آیند بر روی تپه‌ای مشرف بر این راه پر پیچ و خم می‌ایستند و سر و صدا راه می‌اندازند تا اگر احیاناً حیوانات وحشی در محدوده این مسیر وجود داشتند دور شوند و خطری مرا تهدید نکند.

 کوهستانی خاطرنشان کرد: در این روستا مدرسه راهنمایی وجود ندارد و دانش‌آموزانی که تحصیل آنها در کلاس ششم به اتمام برسد دیگر نمی‌توانند ادامه تحصیل بدهند و این یکی از دغدغه‌های آنها است.

وی اظهار داشت: اگر آموزش و پرورش قبول کند و امکانات لازم را در اختیار بگذارد، این آمادگی را دارم که مقطع راهنمایی را هم برای این دانش‌آموزان بسیار با استعداد تدریس کنم.

به گزارش فارس، سیمین کوهستانی همچنین درباره امکانات لازم آموزشی برای این 6 دانش‌آموز روستای «چَمَرکوه» تصریح کرد: باید از  "الیاس متاجی" مدیریت آموزش و پرورش بخش کجور نوشهر تشکر و قدردانی بسیار وی‍ژه کنم که بسیار دلسوزانه و پدرانه از همان ابتدای شروع سال تحصیلی امکانات آموزشی و حتی لباس‌های بسیار با کیفیت و به تعداد کافی را به صورت رایگان در اختیار این دانش‌آموزان قرار می‌دهد و ما در طول زمستان از این منظر هیچ‌گونه مشکلی نداریم، حتی ایشان در طول زمستان نیز به‌طور مرتب در تماس است تا اگر دانش‌آموزان به چیزی نیاز داشتند، فراهم کند.

کوهستانی در پایان این گفت‌و‌گو خاطرنشان کرد: روستای «چَمَرکوه» در بخش کجور واقعا محروم است و نیاز به نگاه ویژه مسئولان دارد تا مشکلاتش برطرف شود.


======================

گزارش از: محمدحسن ملایی کندلوسی

======================

خوانندگان عزیز و همیشه همراه چشمه کندلوس

 

اگر به هر نحوی که میتوانید به ادامه شکوفایی و پرورش بیشتر استعدادهای این دو نابغه کجوری که در روستای بسیار محروم و دور افتاده «چَمَرکوه» از توابع بخش کُجور شهرستان نوشهر در استان مازندران واقع شده است، کمک کنید در همین وبلاگ پیام های مهر و دوستی خود را بگذارند.

 

لینک همین گزارش در خبرگزاری فارس

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930320001645

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

سالهاست که اینجا کِز کرده ام

 

و تکرار این ترانه غمگینم را از صفحه شکسته زندگی ام مي نگرم

 

 

 

[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 2:39 بعد از ظهر ] [ ملايي ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،